جاتون خالی الان که دارم براتون پست میدم بین دو بازه زمانی بسیار شلوغ و پر مشغله هستم. از یه طرف هفته حتی شلوغ گذشته که با جمع بندی کارای پارسال و انجام پروژه ها و مقالات میان ترم دانشگاه و جمع بندی طرح های نود و برنامه ریزی برای طرح های نود و یک همراه بود و از یه طرفم که هفته ی اینده شروع طرح ها و برنامه های نود و یک و امتحانات و تحویل مقالات دانشگاه و فاینالایز پروژه های شرکت رو داریم.
فکر کن قبلا واسه گرفتاری های نصفه این اسباب کشی و سر خونه رفتنمون رو عقب انداختیم تا سر فرصت و با ذهن راحت بریم سر خونه زندگیمون اما الان هم واسه سر خونه رفتنمون عجله داریم و هم گرفتاریمون بیشتر شده. الان تهران خونه سینا اینا هستیم و دیشبم جای همتون خالی خونه میلاد و مهسا بودیم که با مهمان نوازی عالیشون هم مارو به داشتن همچین دوست های خوب و خوش سلیقه ای مفتخر کردن و هم شرمنده نمودن… جاتون خالی الانم که دارم براتون پست میدم سینا و زنه دارن بدو بدو صبحانه حاضر میکنن و بعد هم با میلاد اینا قرار داریم بریم ابشار تو تهران که من تا حالا نرفتم، راستی میثم هم باهامون هست اما خوب مجرد رو نمیشه جزو امار شمرد دیگه…
خوب دبگه ، اومدم پست بدم که از کمک کردن فرار کنم ، صبحانه حاضر شد، تا فرصت بعدی فعلا خدا حافظ… غلط املایی ها رو هم بعدا زنه میاد تصحیح میکنه پیشاپیش ببخشید…
