وبلاگ مشترک مرده و زنه

جاتون خالی الان که دارم براتون پست میدم بین دو بازه زمانی بسیار شلوغ و پر مشغله هستم. از یه طرف هفته حتی شلوغ گذشته که با جمع بندی کارای پارسال و انجام پروژه ها و مقالات میان ترم دانشگاه و جمع بندی طرح های نود و برنامه ریزی برای طرح های نود و یک همراه بود و از یه طرفم که هفته ی اینده شروع طرح ها و برنامه های نود و یک و امتحانات و تحویل مقالات دانشگاه و فاینالایز پروژه های شرکت رو داریم.
فکر کن قبلا واسه گرفتاری های نصفه این اسباب کشی و سر خونه رفتنمون رو عقب انداختیم تا سر فرصت و با ذهن راحت بریم سر خونه زندگیمون اما الان هم واسه سر خونه رفتنمون عجله داریم و هم گرفتاریمون بیشتر شده. الان تهران خونه سینا اینا هستیم و دیشبم جای همتون خالی خونه میلاد و مهسا بودیم که با مهمان نوازی عالیشون هم مارو به داشتن همچین دوست های خوب و خوش سلیقه ای مفتخر کردن و هم شرمنده نمودن… جاتون خالی الانم که دارم براتون پست میدم سینا و زنه دارن بدو بدو صبحانه حاضر میکنن و بعد هم با میلاد اینا قرار داریم بریم ابشار تو تهران که من تا حالا نرفتم، راستی میثم هم باهامون هست اما خوب مجرد رو نمیشه جزو امار شمرد دیگه…
خوب دبگه ، اومدم پست بدم که از کمک کردن فرار کنم ، صبحانه حاضر شد، تا فرصت بعدی فعلا خدا حافظ… غلط املایی ها رو هم بعدا زنه میاد تصحیح میکنه پیشاپیش ببخشید…

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

روز زن مبارک

خوب من هم به نوبه خودم این روز رو به هم خانوما و مامان های گل تبریک میگم… نکته جالبه توجه این بود که امسال فکر کنم کلا آقایون روز زن رو تحریم کردن … چون من و همکارم امروز کلی اس ام اس تبریک داشتیم که همشون از طرف خانم ها بود.. هیچ آقایی بهمون تبریک نگفت :(

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

چیز در خیابان

دیروز بعداز ظهر بعد از کار سریع یه ناهار کوچولو خوردیم و رفتیم نقد فیلم… فیلم رنسانس که در واقع یه انیمیشن کاملا سیاه سفید بود با محتوای مرگ و زندگی فیلم کسلی فیلم های فرانسوی رو داشت ولی در کل فیلم خوبی بود من به شخصه خوشم اومد… بعد از نقد فیلم داشتیم با بچه ها بر می گشتیم سمت خونه تو راه هم بحث نقد فیلم ادامه پیدا کرده و شوهره داشت ادامه نقد رو تو ماشین انجام می داد و بحث به تدوین گر خوب رسید و پوریا از شوهره خواست یه مثال بزنه و شوهره یه نفری رو معرفی کرد و هر چی فکر کرد اسم فیلم یادش نیومد و یه چند تا اسم گفت ولی اون فیلم نبود بعد از چند لحظه مکث و فکر یهو با چنان هیجانی گفت آهان فهمیدم (چیز در خیابان) که منو پوریا غش کردیم از خنده….آخه فکر کردیم الان اسم فیلم رو میگه… خلاصه جاتون خالی الان دیگه شوهره سوژه شده و منم همش باعبارت چیز در خیابان اذیتش می کنم..

پ.ن: یه تشکر ویژه از علیرضا عزیز بابت برگزاری این دوره از نقد فیلم… و شوهره عزیز برای نقدای خوبش…

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

نارنجی پوش ها

همین الان با با بچه ها از فیلم نارنجی پوش ها میاییم ، یک اثر متعهدانه از داریوش مهرجویی با بازی دوست داشتنی حامد بهداد، میترا حجار و لیلا حاتمی.
فیلم یک تجربه بسیار مثبت همکاری اجتماعی رو نشون میده که من به شخصه ازش خیلی لذت برم. اما اون چیزی که همیشه من رو بعد از تماشای فیلم خسته میکنه فرهنگ ضعیف سینما رفتنه ، مخصوصا تو شهر ما که توش بعضی از مردم هیچ احترامی برای فضای فرهنگی سینما و اثر ارزشمندی بنام فیلم قایل نمی شن. اما با این همه بازهم ما دو تا تمام سعی خودم رو میکنیم که سینما رو خالی نذاریم.
لطفا، سینما رو خالی نذارین و بهش احترام بذارین…

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

الان که دارم از خودم براتون پست ارسال می کنم زنه از شدت خستگی مهمونی دیشب خوابیده و منم مسرم که به کارام برسم اما یه خستگی و کرختی عجیبی جلومو میگیره. اصلا از اساس ما امروز با بچه ها نرفتیم خارج از شهر که من بشینم خونه کارای عقب افتادم رو انجام بدم ، اما از بس دور همی دیشب طول کشید و خستمون کرد که هنوز خوابم. امیدوارم یه روز منم بتونم هچین میزبان خوبی باشم که مهمونامو تا صبح پیش خودم نگه دارم و اونا احساس خستگی نکنن. دست ف و ن عزیز بخاطر این همه دوست داشتنی بودنشون درد نکنه.
نمی تونم حدس بزنم کی کارم رو شروع میکنم و چقدر امروز کار می کنم. اما فکر نمی کنم همچین جمعه بدرد بخوری از تو امروز در اد.
روز به روز اوضاع کاری داره سخت تر و پیچیده تر میشه و درس ها هم دارن با تمام توان به من فشار میارن، میترسم یهو یکی از پیچام در بره مثله این خونه سازی ها جیلینگ جیلینگ شروع کنم به ریختن. قرار بود عید سره خونه زندگیمون باشیم اما الان که دارم براتون پست میزارم هنوز نجار داره تو خونه کار میکنه و وسایل خرده ریز دونه دونه داره میرسه. اگرچه همین وسواسه زنه همونقدر که رو اعصابه همونقدرم برام لذت بخشه. همینکه در حد خودمون تمام سعیشو میکنه که بهترین کار هارو بکنه خیلی دلچسبه.
مثله همیشه اونقدر زنگی پیچیده هست که نمیشه به همین سادگی بیایی و بگی همه چی خوبه. اصلا وقتی نگاه میکنی میبینی همه چی غیر قابل تحمل و وحشتناک تر از اونی هست که بتونی تحمل کنی. اما خدا رو شکر. اگه همین روز های سخت هم نبود وقت نمی کردیم بشینیم و به خودمون فکر کنیم. همین سختی ها ادم رو به خودش میاره که خیلی به خودش نباله. اره جای شما خالی همه چی خوبه. به افتخار ما دوتا…

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

اصن یه وضعی!

امروز رفتم واسه وضو. دیدم ابدارچی ادارمون بعد از وضو داره با دو تا دستمال صورتش رو تمیز پاک میکنه. از اونجایی که همیشه تمیز و مرتب هست واسم عجیب نبود اما چون دو تا دستمال بود توجه ام رو جلب کرد. یکم که دقت کردم دیدم داره دستمالا رو پاش میکنه… تازه متوجه شدم جورابشه…

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

زنه امروز با یه سری از دوستاش قرار میتینگ وبلاگی دارن. جالب هم اینه که تعداد پست های من با زنه تو این وبلاگ زیاد متفاوت نیست. اگه اون سرش شلوغه منم سرم شلوغه… اما انگار… بگذریم. خلاصه امروز با یه سری دوستای وبلاگیش برنامه کافی شاپ ریختن.
اگرم من رو دعوت میکردن من نمی رسیدم برم اما از همینجا اعلام میکنم کلیه دوستان وبلاگ نویس مرد از این به بعد قرار وبلاگی شما را پذیراییم. اگه ما قرار میذاشتیم خانوم هارو رو دعوت نمی کردیم یه بیانیه می نوشتن و حقوق کلیه زنای عالم رو از ما طلب میکردن… اما الان چه طوری که ما حق نداریم به این تبعیض جنسیتی اعتراض کنیم… الله اعلم.
ضمنا از اونجایی که وبلاگ نویسی آقا کمه و اگرم هست به ما وصل نیست، هرکسی که هر جایی حتی تو فیس بوک استتوس پست کرده باشه، در طول کله زندگیش، یا حتی بعدا برنامه داشته باشه که این کار رو بکنه از نظر بنده وبلاگ نویسه و از این بع بعد ما آقایون وبلاگ نویسی میخواییم میتینگ بذاریم در حد جام باشگاه های اروپا… حالا واستین… دارم براتون.

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

عکس

خوب اینم از عکسا Read the rest of this entry »

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

دیروز ما سری جدید عید دیدنی هامون رو شروع کردیم که عید دیدنی خونه دوستامونه و اول از همه هم رفتیم خونه م عزیز… که اینقدر که شوهره جلو مامان و بابای گلش با خودشو داداشش شوخی کرد..من شرمندم.. قضیه هم اینه که داداش کوچیکه این دوستمون هر وسیله الکترونیکی و بازی جدیدی که میاد میخرن براش.. و کلی وسایل گرون و با حال دیگه ..و ما همش این دوستمون رو اذیت می کنیم تو بچه این خانواده نیستی و تو رو دوست ندارن و خلاصه از این حرفا…کل این داستان رو هم من از خیلی وقت پیش فقط به خودش می گفتم.و اذیت میکردمش و راستشو بخواید یکم هم از دست داداشش حرص می خوردم…حالا دیروز شوهره اینا رو جلو مامان باباش همراه با اذیت کردن داداش کوچیکه میگفت…حالا جالبیش اینه که دوستمون هم خودش راضیه از این وضیعت و خودش هم همیشه واسه داداش کوچیکه کلی وسیله می خره و بهش محبت می کنه و برا خودش هیچی نمی خره…ولی فکر کنم دیگه اینقدر که دیروز گفتیم یکم روش تاثیر داشته باشه یعنی امیدوارم که داشته باشه!!!

پ.ن :دیروز کلی خوش گذشت جای همه بچه هایی که نیومدن خالی!!

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog

سلام سال نو همتون مبارک…امیدوارم تعطیلات به همتون خوش گذشت باشه و همه مثل من دوست نداشتین امروز میومدین سر کار…ولی خوب تا این کارا و سختی ها و بدو بدوها نباشه که تعطیلات معنی نمیده…تعطیلات ماهم چند روز اولش به عید دیدنی فشرده و در روزهای بعد کمتر..گذشت ۲ روز هم پیک نیک و دیروز هم که سیزده بدر که قرار بود سبک برگزار شه ولی رفتیم سمت دارستان که خیلی خیلی زیبا بود ولی خیلی هم دور و در ارتفاع بود یعنی قشنگ یه سری دشت بود که دور تا دورش کوه بود..حالا عکساشو میزارم..خلاصه جای همه خالی خیلی خوش گذشت با تشکر زیاد از ستاره و خاله ژیلا عزیز که بردنمون اونجا…
به قول استوسی از فیس بوک .. بوی ۱۴ فروردین از اول مهر هم بدتر ..:)))))))))))

پ.ن:راستی قرار بود که من از ۵ ام بیام سر کار منتها رییسمون سوپرایزمون کرد تعطیلاتمون واقعی شد یعنی تا دیروز!!!

@ma2tablog on Twitter, become a fan on Facebook.com/ma2tablog